رضا قليخان هدايت
1242
مجمع الفصحاء ( فارسي )
305 عبد الخالق غجدوانى غجدوان از توابع بخاراست از خلفاى ابو يوسف همدانى بوده سالها در آنجا مرجع خواص و عوام گرديده در فصل الخطاب خواجه محمد پارسا آمده كه روش وى در طريقت حجت است اين دو رباعى ازوست : گر در دلت از كسى شكايت باشد * درد دل تو ازو بغايت باشد زنهار بانتقام مشغول مشو * بد را بدى خويش كفايت باشد * * * چون مىگذرد عمر كمآزارى به * چون مىدهدت دست نكوكارى به چون كشتهء خود بدست خود مىدروى * تخمى كه نكوتر است اگر كارى به 306 على رامتينى بخارايى وى بخواجه عزيزان معروفست و رامتين از مضافات بخاراست وى بخوارزم رفته نساجى كردى و خلق را بطريقت نقشبنديه دعوت نمودى و در همانجا وفات يافت و مدفون شد . در سفارت خوارزم در اور گنج كهنه به زيارت مشايخ رفتم بر مرقد وى نيز فاتحه دادم ازوست : قطعه نفس مرغى مقيّد در درونست * نگهدارش كه خوش مرغيست دمساز ز پايش بند مگشا تا نپرد * كه نتوانى گرفتش بعد پرواز * * * با هركه نشستى و نشد جمع دلت * وز تو نرميد زحمت آب و گلت